درباره نویسنده
anjel
دهانت را می بویند مبادا که گفته باشی دوستت می دارم ، دلت را می بویند ، روزگار غریبی است نازنین ، و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می زنند، عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد ...
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • anjel
صفحات اختصاصی
  • استاد احمد شاملو
  • استاد فريدون مشيري
مطالب اخیر
  • اسکناس 100 یورویی
  • ماه من ، غصه چرا ؟!
  • آب نطلبیده مراد نیست
  • پست اجباری
  • امان از نامه های بدون عنوان
  • فقط چند ثانیه ناقابل
  • نیروهای زندگی
  • چرا وقتی عصبانی می شویم داد می زنیم ؟
  • کسب و کار اینترنتی واقعی
  • نوشته هایی از روی دلتنگی برای او که تمام ناتمام من است
  • و بازهم دست های پنهان
  • عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
  • روزگار مرگ انسانیت
  • این صبح چنان است که شب نیز چنان بود
  • در حسرت آزادی
  • دوباره می شود از کوچه های شاد گذشت؟
  • صدای پای مترسک
  • دیگر شراب هم تا در کنار بستر خوابم نمی برد
  • و باز هم سلام ...
کلمات کلیدی مطالب
  • عشق (۱)
  • احمد شاملو (۱)
  • درآمد اینترنتی (۱)
  • کسب و کار اینترنتی (۱)
  • روز مبادا (۱)
  • روزگار غریب (۱)
  • زدن (۱)
  • ثبت نام (۱)
  • قیصر امین پور (۱)
  • مراد (۱)
  • حرف های ناتمام (۱)
  • ماه من غصه چرا (۱)
  • چرا وقتی اعصبانی می شویم داد میزنیم (۱)
  • اب نطلبیده (۱)
  • 100 یورو (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • ۱۳۸۸/۱٠/۱٢
  • ۱۳۸۸/۱٠/٥
  • ۱۳۸۸/٩/٢۸
  • ۱۳۸٧/۳/۱۱
  • ۱۳۸٧/۳/٤
  • ۱۳۸٧/٢/٢۸
دوستان من
  • کسب درامد اینترنتی
  • از شیر مرغ تا جون ادمیزاد
  • شرلوک هلمز
  • جديدترين جك ها و اس ام اس ها
  • هفت
  • نمايندگي مجاز
  • دانلود بازي موبايل
  • محسن
  • بهترین بچه دنیا
  • خانه و خانواده
  • نوشته های گل سرخ
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



روزگار غریبی است نازنین
تمام آبروی من . فدای آن شبی که تو . پر از نیاز می شوی
فقط چند ثانیه ناقابل
نویسنده: anjel - جمعه ٤ دی ۱۳۸۸

سلام دوستان عزیزم

عنوانی که در بالا می بینید شاید این مطلب رو دز ذهن شما تداعی کنه که میخوام چند ثانیه از وقت باارزشتون  رو بگیرم !!!

نمیخوام بگم اینطوری نیستا ولی اصل مطلب یه چیز دیگه است

پس بهتره با یه داستان شروع کنیم

بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فروریختن برج های دو قلوی معروف آمریکا شد ، یک شرکت از بازماندگان شرکت های دیگری که از این حادثه جان سالم به در برده بودند خواست تا از فضای در دسترس شرکت آنها استفاده کنند.
در صبح روز ملاقات مدیر واحد امنیت داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد و همه این داستان ها در یک چیز مشترک بودند و آن اتفاقات کوچک بود:

مدیر شرکت آن روز نتوانست به برج برسد چرا که روز اول کودکستان پسرش بود.و باید شخصا در کودکستان حضور می یافت .

همکار دیگر زنده ماند چون نوبت او بود که برای بقیه شیرینی دونات بخرد.

یکی از خانم ها دیرش شد چون ساعت زنگدارش سر وقت زنگ نزد!

یکی دیگر نتوانست به اتوبوس برسد.

یکی دیگر غذا روی لباسش ریخته بود و به خاطر تعویض لباس تاخیر کرد.

اتومبیل یکی دیگر روشن نشده بود.

یکی دیگر درست موقع خروج از منزل به خاطر زنگ تلفن مجبور شده بود برگردد.

یکی دیگر بچه اش تاخیر کرده بود و نتوانسته بود سروقت حاضر شود.

یکی دیگر تاکسی گیرش نیامده بود.

و یکی که مرا تحت تاثیر قرار داده بود کسی بود که آن روز صبح یک جفت کفش نو خریده بود و با وسایل مختلف سعی کرد به موقع سرکار حاضر شود. اما قبل از اینکه به برج ها برسد روی پایش تاول زده بود و به همین خاطر کنار یک داروخانه ایستاد تا یک چسب زخم بخرد.و به همین خاطر زنده ماند!

به همین خاطر هر وقت

  در ترافیک گیر می افتم ،

آسانسوری را از دست می دهم

مجبور برگردم تا تلفنی را جواب دهم...

و همه چیزهای کوچکی که آزارم می دهد

با خودم فکر می کنم

که خدا می خواهد در این لحظه من زنده بمانم..

دفعه بعد هم که شما حس کردید صبح تان خوب شروع نشده است

بچه ها در لباس پوشیدن تاخیر دارند

نمی توانید کلید ماشین را پیدا کنید

با چراغ قرمز روبرو می شوید

عصبانی یا افسرده نشوید

بدانید که خدا مشغول مواظبت از شماست...

 

شایدم خوندن همین مطلب الان تو این موقعیت و همین چند دقیقه ای که وقتتون رو گرفت باعث شده  باشه که یه جورایی جونتونو نجات داده باشین

نظرات ()



نیروهای زندگی
نویسنده: anjel - پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸

برآنچه نیکوست چنگ بزن،

حتی اگر مشتی خاک باشد.

برآنچه معتقدی چنگ بزن،

حتی اگر درختی است که به تنهایی ایستاده است.

وبرآنچه باید انجام بدهی استوار باش،

حتی اگر راهی است دور از اینجا.

به زندگی ات بچسب،

حتی اگر راحت تر آن است که رهایش کنی.

به من تکیه کن،

حتی اگر من از کنارت به دورها رفته باشم.

تقدیم به بزرگترین نیروی زندگیم

نظرات ()



چرا وقتی عصبانی می شویم داد می زنیم ؟
نویسنده: anjel - چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸

استادى از شاگردانش پرسید  :چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟

آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنین توضیح داد:

هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد.

آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.
هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند

سپس استاد پرسید:
هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟
چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است.
فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است

استاد ادامه داد:
هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.

(**  برگرفته از وبلاگ ١٠٠١ شب  **)

نظرات ()



کسب و کار اینترنتی واقعی
نویسنده: anjel - سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸

با سلام و هزاران درود به تمام دوستان زحمت کش و توانای ایرانی خدای بزرگ را شاکریم که به همت مهندسان سیستم تراست اولین سیستم کلیکی در نوع خود می باشد که کل کلیک ها را به صورت واقعی حساب می کند و حداقل واریزی کنونی 5000 تومان می باشد. که واریزی ها هم در حال 4 مرتبه در ماه هر یکشنبه به حساب شما واریز می گردد که به زودی به اینترنت بانکینگ 24 ساعته متصل میگردد. سیستم فوق همانطور که هزینه ها را دقیقا حساب مینماید و خوش قول می باشد با هرگونه تقلب در افزایش کلیک به شدت برخورد می نماید. از همکاری و همراهی شما صمیمانه سپاس گذاریم

من خودم اول به این چیزا اعتقاد نداشتم اما وقتی با این سایت اشنا شدم تمام زمینه های قبلی تو ذهنم متحول شد به شما هم پیشنهاد می کنم حتما این کار رو امتحان بکنید

با لینک زیر می تونید ثبت نام کنید و از همین حالا کارتون رو شروع کنید

فقط یادتون باشه در قسمت معرف حتما عدد 1000 رو وارد کنید

لینک ثبت نام

نظرات ()



نوشته هایی از روی دلتنگی برای او که تمام ناتمام من است
نویسنده: anjel - سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸
حرفهای ما

حرفهای ما هنوز ناتمام...

                 تانگاه می کنی 

                        وقت رفتن است

بازهم همان حکایت همیشگی !

پیش از انکه با خبر شوی

    لحظه ی عظیمت تو نا گزیر می شود

ای...

       ای دریغ و حسرت همیشگی

           ناگهان چقدر زود دیرمی شود

نظرات ()