
واقعا ! عشق را در پستوی خانه نهان باید . شعری که گذاشتم شعری است بسیار زیبا از زنده یاد استاد احمد شاملو که من خیلی اونو دوست دارم. در واقع می تونم به جرات بگم که تمام اشعار استاد شاملو توصیف حال و روز جامعه ماست . لااقل من خودم مخصوصا این شعرشو با تمام وجودم احساس کردم . یعنی تک تک ابیات این شعر رو با پوست و گوشتم حس کردم . ایا واقعا چنین نیست؟
------------------------------------------------------------------------
دهانت را می بویند
مبادا که گفته باشی دوستت می دارم
دل ات را می بویند
روزگار غریبی ست نازنین
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند .
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوختْ بارِ سرود و شعر
فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی ست نازنین
آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است .
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر
با کنده وساتوری خون آلود
روزگار غریبی ست، نازنین
و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند
و ترانه ها را بر دهان .
شوق را در پستوی خانه نهان بایدکرد
کباب قناری
بر اتش سوسن و یاس
روزگار غریب ست، نازنین
ابلیس پیروزْ مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد
